حقوق بشردوستانه از نظر اسلام

محمداعظم طارق

چکیده

اساسی ترین قاعده های بشردوستانه یی كه رعایت آن ها در  مخاصمات مسلحانه از نظر اسلام حتمی است، ممنوعیت به غل و زنجیركشیدن افراد، چه در جنگ و چه در صلح، تحریم كشتن پیران و از كارافتادگان و نیز فردی كه شروع به جنگ ننموده و مسلمان شده است، ممانعت از كشتن از روی گمان یا تهمت، نامشروع بودن مجازات پیش از ارتكاب جرم، انحصار اهداف تعرضی فقط به جنگجویان و هدفهای استراتژیك، جایزنبودن تاكتیكهای تخریبی و انهدامی جز در موارد ضروری، ناروابودن بریدن درختها و انداختن آتش یا مسلط كردن آب بر دشمن، جایزنبودن زهرآلودكردن یا ریختن سم و مواد شیمیایی به آبشخورها، ناروابودن كشتن دیوانگان و زنان و اطفال كفار، اگرچه به دشمن كمك كرده باشند، ناروابودن مثله كردن دشمن و گوش و حلق و بینی و اعضای آنان را بریدن، ناروابودن پی كردن حیوانات اهلی و دامهای دشمن و ناروابودن انهدام اموال دشمن، مگر در صورت ضرورت است. موارد یادشده اصل تفكیك و رعایت اصل محدودیت در شیوۀ جنگ در میدان نبرد می باشد. با توجه به اصل تفكیك، كشتار غیررزمندگان شامل كشاورزان، تاجران، بازرگانان و پیمانكاران و نیز اطفال، زنان، نابینایان، معلولان، راهبان و صومعه نشینان ممنوع است. همچنین، باید اصل محدودیت در شیوۀ جنگ رعایت شود؛ چه این كه مسلمانان اجازه ندارند با هر وسیله یی ممكن، دشمن را از پای درآورند، هر چند كه اقدامات دشمن خلاف كرامت انسانی باشد.

کلیدواژه: حقوق بشردوستانه، اسلام، مبانی و خصایص.

مقدمه

اسلام به عنوان دین فطری و نظام معقول زندگی، تمامی  پهلوهای وجودی انسان و حیات اجتماعی را دربر گرفته و سازوكار هدفمند و حیات حكیمانه و سعادتمند را بیان می كند؛ لذا نسبت به رخداد جنگ كه یك پدیدۀ نامطلوب -در عین حال موجود واقعی- است، نیز بی تفاوت و بی موضع نبوده و برای كاهش ضایعات و خسارات آن چارچوب و مقررات خاصی وضع نموده است. 

         تاریخچۀ حقوق بشردوستانه در اسلام، به عصر پیامبر(ص) و نزول قرآن كریم بر می گردد؛ آنهم در شبه جزیرۀ عربستان و در شرایط اسفباری كه هیچ ارزشی برای انسان و انسانیت وجود نداشت: دختران زنده به گور می شدند و بازار خرید و فروش آدمی زاد، چنان گرم و بارونق بود كه بین حیوان چهارپای و انسان، تفاوتی وجود نداشت. اما همزمان با طلوع خورشید جهانتاب اسلام، تمامی این نابسامانی ها و ناهنجاری های خشونت بار و وحشیانۀ موجود، پایان یافته و اسلام خود به عنوان پرچم دار رعایت شرایط و ضوابط بشردوستانه، عرض وجود كرد و با این شعار كه رعایت قاعده های بشردوستانه، نه تنها یك ارزش؛ بل وظیفه و تكلیف شرعی و قانونی و دستور لازم الاجرای اخلاقی یی است كه هر مسلمان مكلف به اجرا و تطبیق آن می باشد.

       اسلام، با تأكید به این اصل كه  فقط وضع قاعده های آمره، راه گشای رسیدن به مطلوب نیست، بل در این زمینه، پشتوانه های  لازم است كه ضمانت اجرای این قبیل مقررات را تأمین كند تا انسان ها خود را از نظر درونی و معنوی، مقید به انجام فرامین و فرائض قرار دهند، مقررات بشردوستانۀ خود را به پیروانش تعلیم داد. آنچه در این مقاله به آن پرداخته می شود، تبیین نمونه هایی كلی از دستورات بشردوستانه در اسلام می باشد.

۱- تفکیک جنگجویان از مردم عادی

پیامبر(ص) به طور کلی، تعرض به مردم عادی را ممنوع اعلام کرده بود. حضرت عبدالله بن عباس(رض) می گوید كه هرگاه رسول خدا تصمیم می گرفت تا کسانی را برای جنگ، اعزام کند، به آنان می فرمود: به نام خدا و برای خدا و بر اساس روش رسول خدا حرکت کنید؛ زیاده روی نکنید؛ کشتگان را مثله نکنید، غدر و نامردی نکنید و پیرمردان، کودکان و زنان را به قتل نرسانید. (طبرانی، ۱۴۱۵هـ.ق، ج ۴: ص۲۶۷)

        قران کریم در این باره می فرماید: «و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند، بجنگید و زیاده روی نکنید که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.» (بقره: آیۀ۱۹۰) یعنی دستور این آیه، جنگ با کسانی است که با مسلمین نبرد می کنند؛ یعنی افرادی از دشمن که در میدان جنگ، می جنگند که منظور فقط لشکریان، نیروهای آمادۀ جنگ و پشتیبانی کننده می باشد؛ اما شامل کسانی که دست به اسلحه نبرده و هرگز علیه مسلمین، اقدامی نکرده اند، نمی شود. (بغوی، ۱۴۱۷هـ.ق، ج۷: ص۵۷۲)

همچنان از پیامبر(ص)  نقل شده است زمانی كه خالد و زبیر را به غزوه فرستاد، برای آنان فرمود: «نجنگید جز با کسانی که با شما می جنگند.» (حنفی، ۱۴۰۴هـ.ق، ج۲: ص ۷۱۱)

       از نظر اسلام، كشتن ده نفر را جایز نمی دانند: ۱- پدر، ۲- پدركلان، ۳- زن، ۴- دیوانه، ۵- جای مانده، ۶- صومعه نشینان، ۷- راهبان، ۸- شخص نابینا، ۹- كودك و ۱۰ - شیخ فانی. آری ! فرد یا افرادی از این جمله كه در جنگ یا در تهیه و طرح عملیات جنگی، سهم می گیرند یا به نحوی جنگ آوران را كمك می کنند، کشتن شان مجاز است. ( ابن نجیم، بی تا، ج۵: ص۸۴) از همین جاست كه در بعضی موارد، رسول گرامی اسلام(ص) برخی زنان و پیرمردانی را که در جنگ شرکت می کردند، در جمله رزمندگان محسوب نموده است، مثل «درید بن صمۀ» پیرمرد را که در تهیۀ طرح و عملیات در جنگ حنین شرکت کرد یا زنی از بنی قریظه را که با سنگ، یکی از رزمندگان را به شهادت رساند، رزمنده محسوب کرد. (طحاوی، أبوجعفر، ۱۴۱۴هـ.ق، ج۳: ص۲۲۴)

       پیامبر اسلام(ص) اماکن مسکونی و افراد غیرنظامی را هدف قرار نمی داد. بنابراین، سلاح های آتش افکن را که منجر به ورود خسارت به آن ها می شد، بکار نمی برد. همچنین مسموم کردن آب شرب مردم را جایز نمی دانست. (عبدالرزاق، مصنف، ۱۴۰۱هـ.ق، ج ۵: ص۲۰۴)

۲-  احترام به قربانیان جنگ

مقصود از قربانیان جنگ، کسانی هستند که در جنگ، مجروح، كشته و اسیر می شوند.

الف- مجروحان: پیامبر گرامی اسلام، آزاررساندن به مجروحان را ممنوع کرده بود و صراحتاً اعلام می فرمود که مبادا مجروحان را به حال خود رها کنید تا بمیرند. ضمن این که به مداوای آنان امر می کردند. (زحیلی، ۱۴۱۲هـ.ق: ص۴۷۷)

ب- کشته شدگان: در غزوۀ بدر، پیامبر(ص) اجساد دشمنان را جمع آوری کرد. هنگامی که قریش خواستار جسد «نوفل بن عبدالله بن مغیره» شد، پیامبر آن را تحویل داد و با وجود این که حاضر به پرداخت مبلغی در قبال آن بودند -آن زمان چنین رسم بود– نپذیرفت. در آن زمان، مرسوم بود که سرهای کشته شدگان را برای تضعیف روحیۀ دشمن، در میدان کارزار می گرداندند؛ چنین عملکردی هرگز از پیامبر مشاهده نشد. (همان: ص۴۹۰) به همین دلیل، این عمل در اسلام صحیح نمی باشد.

       رسول گرامی اسلام(ص) در سفرها، هرگاه به جسدی برمی خورد، بدون این که معلوم باشد مسلمان است یا غیرمسلمان، اقدام به دفن آن می کرد. ایشان می فرمود: «خداوند احسان را در هرچیزی واجب شمرده است؛ پس هرگاه با دشمن جنگیدید، با کشته شدگان رفتار نیکو داشته باشید.» (دارمی، ۱۳۹۸هـ.ق: ص۴۷۳) همچنین می فرمود: «مثله کردن (قطعه قطعه کردن) اجساد دشمن جایز نیست؛ حتا به وسیلۀ سگ درنده، هرنوع هتک، حرکت، قطع و انتقال اعضای بدن کشتگان دشمن، در حقوق اسلام، ممنوع است.» (طبرانی، ۱۴۱۵هـ.ق، ج۴: ص۲۶۷)

ج- اسیران: تعریف و نمونه های اسیر در سیرۀ نبوی و حقوق اسلام، با تعریف و نمونه های آن در حقوق بین الملل تفاوت هایی دارد. در حقوق بین الملل، اسیر به کسی اطلاق می شود که در میدان جنگ دست گیر گردد؛ چه داوطلبانه تسلیم شود و چه به اجبار، او را دستگیر کنند. همچنین فرقی، بین نیروهای نظامی، شبه نظامی، داوطلب، اعضای جنبش های آزادی بخش و مقاومت مردمی، خدمۀ کشتی های تجاری و هواپیماهای کشوری نیست. (روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ۱۳۷۴هـ، ج۱: ص۱۰۳)

       اما در حقوق اسلام: نخست، کسی که خود را تسلیم کند، با شرایط زیر، اسیر محسوب نشده و آزاد می شود: ۱- در حین جنگ و قبل از معلوم شدن سرنوشت جنگ (پیروزی مسلمین) خود را تسلیم نماید؛ ۲- تقاضای امان نماید و امان او توسط رهبر مسلمین یا هریک از مسلمانان، با در نظرگرفتن مصالح اسلام و مسلمین، پذیرفته شود. (ابن نجیم، پیشین، ج ۵: ص ۸۷)  دودیگر، کسانی که قبل از اسیرشدن، مسلمان شوند، پیامبر اسلام در این مورد به صراحت بیان می کند: «هرکس «لا إله إلّا اللّه» بگوید، خود و اموالش مصونیت پیدا می کند. (صحیح بخاری، پیشین، ج۴: ص۴۸)

در این زمینه، میان افراد حاضر در جنگ، تفکیکی وجود ندارد و همۀ کسانی که در جنگ شرکت داشته اند، در صورت دست گیری، اسیر محسوب می شوند. در ادامه، سیرۀ پیامبر گرامی(ص) نسبت به اسرا را در موضوعات زیر بررسی می کنیم:

۱. رفتار انسانی با اسیران: از آن جا که اسیر، انسان محسوب می شود، مستحق برخورداری از رفتار انسانی و حفظ شخصیت می باشد. قرآن کریم، رفتار نیكو با اسیران را یكی از اخلاق عالی یك مسلمان می شمارد. (الانسان: آیۀ۸-۹) در حدیثی از پیامبر(ص) روایت شده است: «بهترین صدقه، صدقه زبان است؛ پرسیدند كه صدقه زبان چیست ای پیامبر خدا؟ گفتند: شفاعت یا سفارشی كه منجر به رهایی یك اسیر از بند و موجب جلوگیری از ریختن خون وی  گردد. (بیهقی، شعب الإیمان، ۱۴۲۳هـ.ق، ج۱۰: ص۱۳۲)

       پیامبر اسلام، در زمینۀ اكرام و احسان به اسیران، تأکیدات فراوانی دارد؛ حتا آزادی اسیران را یكی از برجسته ترین صفات یك مسلمان معرفی می كند. (بخاری، پیشین، ج۴: ص۶۷) در جنگ ها، مکرر می فرمود: «با اسیران رفتار نیکو داشته باشید.» (طبری، ۱۳۸۷هـ،  ج۳: ص۹۷۸) و «به اسیران اکرام کنید و آن ها را در غذا بر خودتان مقدم دارید.» (میانجی، ۱۴۱۱هـ.ق: ص۲۱۱)

       بر اساس همین سفارشات پیامبر، مسلمین اذیت، آزار و توهینی نسبت به اسرا روا نمی داشتند؛ حتا اگر مستحق اعدام بودند. پیامبر بزرگ اسلام آنان را مکلف ساخت که کرامت انسانی اسیران را محترم شمارند و به آنان ظلم نکنند؛ زیرا هدف، هدایت آنان است. رسول خدا(ص) بلال را از عبوردادن اسرا از میان اجساد و کشته ها که موجب آزار و اذیت و تأثر خاطر آن ها می شد، نهی کرد. (طبری، پیشین، ج۳: ص۹۷۸)

ابن اسحاق روایت می کند که در جنگ خیبر، پس از فتح قلعۀ «قموص»، «صفیه» دختر «حی بن اخطب» از سران یهود- که توطئه های بسیاری علیه اسلام کرده بود: از جمله زمینه سازی نبرد خندق-  را به همراه زنی دیگر از میان کشتگان یهود عبور داده، نزد پیامبر آوردند. آن ها از دیدن اجساد کشتگان خود، به شدت متأثر شده بودند. زن همراه صفیه، صورت خود را زخمی و بر سر خود خاک ریخته بود. پیامبر از این حال بسیار ناراحت شده و به بلال خطاب کرد: عاطفه ات کجا رفته است! آیا زنان را از بین اجساد مردان شان عبور می دهی. (ابن إسحاق، ۱۳۹۸هـ.ق، ج۱: ص۲۶۴)

۲. غذای اسیران: پیامبر اسلام، توصیه نموده بود که رزمندگان اسلام باید در غذاخوردن، اسیران را برای خود مقدم دارند؛ زیرا قرآن حكیم آن جا كه صفات شایستۀ انسان را بیان می دارد، راجع به عذای اسیران چنین می فرماید: «و به [پاس] دوستى [خدا] بینوا و یتیم و اسیر را خوراك مى‏دادند؛ ما براى خشنودى خداست كه به شما مى‏خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهیم.» (الانسان: آیۀ ۸- ۹)

        با وجود آن كه اسیران دوره پیامبر(ص) همه مشرك و از دشمنان سرسخت اسلام و پیامبر(ص) بودند؛ بازهم خداوند كسی را كه با اسیر رفتار نیكو می كند، مورد تقدیر و ستایش قرار می دهد. این بیانگر آنست كه اسلام حقوق انسان را قطع نظر از عقیده و آیینش، مراعات می نماید. (بیهقی، پیشین، ۱۴۲۳ هـ.ق، ج۱۱: ص۳۹۵)

فردی به نام «ابوعزیز بن عمیر» در جنگ بدر به اسارت درآمد، وی، علی رغم دشمنی زیادی که با مسلمین داشت، جریان اسارت خود را این گونه بیان می کند: «وقتی از بدر مرا به سوی مدینه می آوردند، همراه گروهی از انصار بودم و چون به غذا می نشستند، نان را به من می دادند و خودشان خرما می خوردند و این به سبب سفارشی بود که پیامبر دربارۀ اسیران کرده بود. هرکس پارۀ نانی به دست می آورد، به من می داد، من شرمگین می شدم و به آنان پس می دادم و باز به من می دادند و دست به آن نمی زدند». (طبری، پیشین، ج۲: ص۴۶۱)

۳. محل نگهداری اسیران: پیامبر در مدینه، پادگان نظامی خاصی برای استقرار طولانی مدت رزمندگان اسلام در نظر نگرفته بود و محل مشخصی نیز برای نگهداری اسرا نداشت. به همین دلیل، اسیران را بین مسلمین تقسیم می کرد تا آن ها را در خانۀ خود نگهداری کنند. پیامبر تأکید می فرمود که از آن ها خوب نگهداری شود و در موقع غذاخوردن بر مسلمین مقدم داشته شوند. (ابن اثیر، پیشین، ج۱: ص۱۴۷)

       تعدادی از اسیران را نیز روی صفه یی که خارج از مسجد قرار داشت و محلی برای سکونت آن دسته از مسلمانانی بود که جایی برای سکونت نداشتند، نگهداری می کردند. گاهی نیز پیامبر، اسرا را در خانۀ خود نگه می داشت.

به این ترتیب در عصر پیامبر(ص) اسیران جنگی در همان شرایطی بسر می بردند که عموم مسلمانان می زیستند و از نظر جسمی در سلامت کامل بودند. نگهداری اسرا توسط مسلمین، به این اعتبار بود که علاوه بر دولت اسلامی، آنان نیز ضامن سلامت اسیران بودند. «ابن ابی الحدید» در شرح نهج البلاغه می نویسد: «خالد بن هشام» و «امیه بن حذیفه» دو تن از مشرکین مکه، در خانۀ «ام سلمه» و «سهیل بن عمرو» در خانۀ «سوده بنت زمعه» که از همسران پیامبر بودند، نگهداری می شدند.

پیامبر(ص) اسرار داشت که نحوۀ نگهداری از اسرا نباید به گونۀ باشد که موجب اذیت و آزار آن ها شود. بیهقی حکایت می کند که در جنگ بدر، مسلمانان عباس (عموی پیامبر) را به اسارت گرفتند و دست پای او را محکم بستند، به گونه یی که شب هنگام، صدای نالۀ او بلند شد. هنگامی که دریافتند پیامبر از این موضوع، ناراحت شده است، دست و پای او را باز کردند. (زحیلی، پیشین: ص۴۰۹-۴۱۰)

از اینرو، این امر عمومیت پیدا کرد و به همین دلیل، برخی از اسیران، موفق به فرار شدند؛ مثلاً اسیری که در خانۀ عایشه نگهداری می شد، موفق به فرار شد. (بیهقی، سنن كبرى، ۱۴۲۴هـ.ق،  ج۹: ص۱۵۲) همین بود كه آیت چهارم  سورۀ محمد نازل شد، طبق صراحت حكم آن، مسلمانان مکلف شدند تا دست ها و بازوان اسیران را ببندند، تا آن ها فرار ننمایند.

۴. لباس اسیران: پیامبر(ص)  اجازه نمی داد اسیران را عریان کنند، به همین دلیل، در جنگ بدر به اسیران لباس پوشاندند و حتا پیامبر (ص) لباس خود را بر تن عباس کرد و در یکی دیگر از جنگ ها، لباس خویش را به نوۀ دختری «حاتم طایی» پوشاند. (همان)

۵. پایان اسارت: رفتار پیامبر اسلام با اسیران جنگی را باید در راستای اهداف عالیۀ اسلام در هدایت جامعۀ بشری تحلیل کرد. از اینرو، وظیفۀ دولت اسلامی، راهنمایی و هدایت اسیران است. به همین دلیل، خداوند متعال به پیامبر خود چنین امر می کند: «ای پیامبر! به کسانی که در دست شما اسیر اند، بگو: اگر خدا در دل های شما خیری سراغ داشته باشد، بهتر از آنچه از شما گرفته شده، به شما عطا می کند و بر شما ببخشاید و خدا آمرزنده و مهربان است و اگر بخواهند به تو خیانت کنند، پیش از اینهم به خدا خیانت کرده اند و [خدا تو را] بر آن ها مسلط ساخت و خداوند دانای حکیم است.» (انفال: آیۀ۷۰-۷۱)

بنابراین، هرکس از آنان ایمان می آورد، خونش حرمت پیدا می کرد و هدف از تشریع جهاد و گرفتن اسیر نیز همین امر است. با توجه به آنچه گفته شد، در صورتی که اسیر، ایمان نمی آورد، پایان اسارت او به یکی از طرق زیر انجام می گرفت:

یک- آزادی بدون قید و شرط: در این روش که فقها به «منّ» (منت نهادن) از آن یاد می کنند، پیامبر با توجه به مصالح اسلام و مسلمین، اسیران را بدون هیچ شرط یا دریافت مالی، آزاد می کرد. در جنگ بدر، برخی از اسیران را به همین شکل رها کرد. ( زحیلی، پیشین: ص۴۲۲)

بسیاری از سران قریش، پس از فتح مکه، توسط پیامبر آزاد شدند. آن ها کسانی بودند که بیش ترین آزار را بر شخص پیامبر روا داشتند و در سیزده سال حضور در مکه، هر دسیسه یی که توانستند، انجام دادند و در نهایت نیز برنامۀ ترور رسول خدا را ترتیب دادند؛ اما پیامبر آن ها را آزاد کرد و فرمود: «بروید که شما از آزادشدگان هستید.» (بن اثیر، پیشین: ص298)

هنگام حلول ماه مبارک رمضان، پیامبر دستور آزادی همه اسرا را صادر می کرد. افرادی را نیز به دلیل دارابودن برخی صفات عالی و کمالات، آزاد می ساخت. هفتادنفر از اسیران جنگ بدر را به شرط آن که هرکدام به ده نفر از مسلمین خواندن و نوشتن بیآموزند، آزاد نمود. (ابن اسحاق، پیشین: ص259)

دو- دریافت فدیه: یکی از رایج ترین روش ها در آزادی اسیران، دریافت فدیه بود. در جنگ بدر، پیامبر اسلام بسیاری از اسرای قریش را در مقابل دریافت فدیه آزاد کرد. (ابن اثیر، پیشین: ص۱۴۸)

۶. جنایت کاران جنگی: ممنوعیت کشتن اسیر، اصل اساسی در اسلام است. (موسوعة فقهی كویتی، ۱۴۲۷هـ.ق، ج۴: ص۲۰۱ و عبدالرزاق، پیشین، ج۵ صص۲۰۴ – ۲۲۱- ج۶، ص ۴۹۸) پیامبر فقط دستور قتل کسانی را می داد که فردی از مسلمانان را کشته است؛ مثلاً «کنانه بن ابی الحقیق» را در جنگ خیبر در اختیار «محمد بن مسلمه» گذارد تا به قصاص برادر خود او را بکشد. (ابن اثیر، پیشین: ص۲۵۹) هرچند این امر، عمومیت نداشت و بسیاری از چنین افرادی را نیز عفو می کردند.

با توجه به نگاهی که اسلام به انسان و ارزش های او دارد، پیامبر گرامی(ص) جنگ را صرفاً وسیله و ابزاری می دانست جهت بکارگیری آن، به عنوان آخرین راه حل و فقط با هدایت و نجات انسان ها، مشروع بود. بر همین اساس نیز تمام تلاش خود را بکار می برد تا منجر به کم ترین خسارات و تلفات گردد. پیامبر گرامی اسلام، انسانی ترین روش ها را که تاکنون، تاریخ بشر به خود دیده است، در جنگ ها بکار می گرفت و از هرگونه تعدی و افراط و تفریط، به طور جدی خودداری می کرد و تمام تلاش خود را بکار می برد تا حداقل خسارات به دشمن وارد آید؛ زیرا هدف اصلی هدایت انسان ها بود.

۷. مبادلۀ اسیران: پیامبر(ص) در جنگ بدر، از روش مبادلۀ اسرا نیز استفاده کرد. ایشان «عمر بن ابوسفیان» را با «سعد بن نعمان بن اکال» که از مسلمین بود، مبادله کرد.

۸. ممنوعیت بکارگیری ابزار جنگی ناشناخته و وحشیانه: مقصود از وسایل وحشیانه، سلاح های غیرمتعارفی است که کشتار بی رویه و غیرضروری را به همراه دارد. بکارگیری این وسایل، با توجه به اهداف جنگ در اسلام، ممنوع است. در زمان رسول اکرم(ص) اگرچه سلاح های کشتار جمعی در سطحی که امروزه موجود است وجود نداشت؛ اما ایشان از بکارگیری روش ها و تسلیحاتی که در همان زمان موجب کشتار غیرضروری می شد، به طور جدی خودداری می کرد و با صراحت بکارگیری آن ها را ممنوع فرموده بود.

       نظر اسلام، در مراعات موارد انساندوستانه و چشم داشتن به قواعد خیرخواهانه، آنقدر وسیع و فراخ است كه بیشك، استفاده از جنگافزارهایی را كه مغایر با اصول و اساس مقررات و آیین كارزار اسلامی باشد، منع میكند. پیامبر، فقط سلاح های متعارف وعادی زمان خود مانند شمشیر، نیزه، تیروکمان و منجنیق را بکار می برد و از روش های زیر استفاده نمی کرد:

الف- آتش افکندن: این روش در زمان گذشته، عموماً توسط یونانیان و رومیان استفاده می شد؛ اما پیامبر اسلام(ص) هیچ گاه این روش را بکار نبرد.

ب- القای سم: در این روش، سموم گیاهی را در آب آشامیدنی یا نهر آبی که از محل استقرار یا مناطق مسکونی دشمن می گذشت، می ریختند و موجب مسمومیت جمع زیادی می شد. پیامبر(ص) هیچ گاه از این روش نیز استفاده نکرد؛ بلکه هرگونه القای سم در سرزمین های دشمن را نهی می فرمود. (همان: ص۲۱۲)

آنچه در دومورد فوق مهم است، کشتار غیرضروری -علت منع آن هاست- صرف نظر از نوع و وسعت آن است. از اینرو، آتش، خواه در اثر مواد محترقه یا فعل و انفعالات رادیو اکتیویته باشد و سم در هرنوع آن، چه در شکل گاز و چه مایع باشد، چنانچه موجب مرگ ومیر وسیع انسان ها شود، شامل ممنوعیت مورد نظر می شود.

ج- چیزهای تغییردهندۀ زیست محیطی: پیامبر(ص) تمامی روش ها و اقداماتی که موجب تغییرات زیست محیطی در منطقه می شد؛ مانند گشودن آب و ایجاد سیل مصنوعی، آتش زدن نخل ها و کشتزارها و درختان منطقه را ممنوع فرموده بود. (عبد الرزاق، پیشین، ج ۵: ص ۲۱۹)

       دینی كه از بریدن درختان و تخریب كشتزارها و محیط زیست جلوگیری میكند یا اجازه نمیدهد جنازۀ دشمن قطعه قطعه شود، چون كار غیر اخلاقی است؛ چگونه اجازه میدهد زن و مرد و بچه و افراد پیر و سال خورده و ناتوان و بیگناه و بیسلاح یک جا نابود شوند!؟

د) غارت: غارت اموال شکست خوردگان، از اعمال مرسوم در آن زمان بود؛ اما رسول گرامی اسلام، این اقدام را نیز مجاز نمی دانست. از ایشان نقل می کنند که فرمود: «هرکس دست به غارت بزند از ما نیست؛» (زحیلی، پیشین: ص)

هـ) کشتن حیوانات: طبق آنچه از سیرۀ پیامبر(ص)  مشاهده می شود، کشتن حیوانات اهلی دشمن، مجاز نبوده و آزاررسانیدن به آن ها و قطع دست و پای حیوانات اهلی، غیر انسانی تلقی می شده است. (ابن قدامه، المغنی، بی تا: ص۵۰۱)

و) غدر و نامردی: ممنوعیت استفاده از روش های ناجوان مردانه  غدر و نامردی، قرن هاست که مورد استفادۀ بسیاری از جنگاوران برای غافل گیری قرار می گرفته و می گیرد. در این روش ناجوانمردانه، دشمن با تظاهر به صلح و ترک مخاصمه، طرف مقابل را فریب داده و با استفاده از اطمینانی که در او ایجاد کرده است، وی را غافل گیر کرده و به او حمله ور می شود. پیامبر اسلام «غدر و نامردی» را به طور کلی منع کرده است.( طبرانی، پیشین، ج ۴: ص ۲۶۷)

پیامبر(ص) علی رغم تمامی تجاوزها و خشونت های كفار مكه، شعار ورود خود را این گونه داد: «امروز روز رحمت است.» (بخاری، پیشین، ج۲: ص۱۴۶) استراتیژی پیامبر(ص)  در طول دوران رسالت، جذبه و ترغیب به واسطۀ اخلاق حسنه و خلق عظیم است؛ بلكه سیرۀ آنحضرت، در ایجاد تشكیلاتی بنام «حلف الفضول» (پیمان جوان مردان) قبل از رسالت، جهت حمایت از محرومان، مظلومان و ستم دیدگان، درس دیگری از عظمت و حمایت از بیچارگان است.

       بدیهی است در آن روزگار، كنوانسیون ژنو، پروتوكول های الحاقی، مباحث حقوق بشر، سازمان ملل، دانشكده ها، دانشگاه ها، بخش های حقوقی و اندیشمندان بشری نبودند؛ جنگ های وحشیانۀ اول و دوم  و ده ها جنگ وحشتناك منطقه یی و داخلی اتفاق نیفتاده بود؛ لیكن در فضای جاهلیت، در عصری كه دختران را زنده زنده گور می كردند، پیامبر(ص) مبعوث به رسالت شد. پیام آسمانی توحید و قرآن را به گوش جان ها ابلاغ كرد، آرمان ها، اهداف، سیاست ها و استراتیژی های خود را بر مبنای عواطف متعالی انسانی، روابط حیات بخش ایمانی، اصول جاودانۀ قرآنی، وحدت نوع انسان، حق حیات، حق حرمت، كرامت و آزادی همۀ انسان ها قرار داد و همه را در برابر قانون یكسان دانست. و فرمود: «همه از یك نژاد و یك نسل هستید، همه فرزندان آدم(ع) هستید و آدم(ع) نیز از خاك آفریده شده است، احدی، بر احدی برتری ندارد، جز در سایۀ تقوی، نژادی بر نژاد دیگر امتیاز ندارد، جز در سایۀ تقوی.» (طبرانی، پیشین، ج۵: ص۸۶) ایشان هدف خود را تعالی و مكمل گردانیدن مكارم اخلاق در جامعه بیان کرد. ( بیهقی، سنن كبری، پیشین، ج۱۰: ص۳۲۳)

       در اسلام، هدف توسعه رحمت الهی بر بندگان خدا و نرمی و مداراست. در اسلام، هدف از دفاع و جهاد و امر به معروف و نهی از منكر و اجرای حدود و احكام، اصلاح جوامع انسانی و گسترش عدالت و كرامت است. اسلام می خواهد مانع را برطرف كند تا باغ زندگانی شكوفا شود و چراغ عدالت روشن گردد و پرده های جهالت و ضلالت كنار رود و درخت ایمان و قرآن بارور گردد و حیات طیبه نمودار شود.

این سیاست و استراتیژی اسلام است؛ دستورات اسلام مانند دستورات اطبای دلسوز، صاحب تشخیص و دردآشنا برای شفای بیماران و اصلاح نفوس آلوده و بیمارگونه است. لذا می بینیم در برابر تجاوز وحشیانۀ قریش، در جنگ احد، پیامبر می فرماید: «خدایا! این مردم را مشمول رحمت خود قرار بده، همانا اینان نمی دانند.» (بخاری، پیشین، ج۴: ص۱۷۵) در حالی كه دندان آنحضرت شكسته، گونه هاش آسیب دیده، یاران باوفایش به شهادت رسیده وبدنش مثله شده است؛ باز موضوع نرمی و رفق و دعا و رحمت و عنایت مطرح است، نه قهر و غلبه و انتقام و عكس العمل شدید و انتقام و نفرین. اگر این رفتار را با جنایت كاران تاریخ مقایسه كنیم كه به كوچك ترین بهانه، صدها و هزاران نفر را به خاك وخون می كشند، آنگاه تفاوت روشن می شود.

۳- اهمیت اصل تفكیك و رعایت اصل محدودیت در شیوۀ جنگ

در رابطه به اصل تفكیك، می توان دو مطلب را اندكی توضیح داد:

الف- برخورد با غیرنظامیان: یكی از مسائلی كه بیانگر انگیزه و هدف جنگ است نحوۀ برخورد با غیرنظامیان و مردم بیدفاع می باشد. از آنرو كه در اسلام، مبارزه در راه خدا و برای خداست و هدف و انگیزه دفاع از حق، پیاده كردن نظام اسلامی، پاسداری از آن و... میباشد؛ هیچ مبارز مسلمانی، نمیتواند كوچكترین ظلم و ستمی به افراد غیرنظامی انجام دهد، همچنان كه نمیتوان ظلم و بیعدالتی را پلی برای رسیدن به پیروزی قرار داد. چنان كه در یك روایت آمده است: «كسی كه با توسل به گناه پیروز شود، پیروز نیست و كسی كه با ستم غلبه كند، در واقع مغلوب است.»

ب- مصونیت  افراد غیرشامل در جنگ: از جمله نمونههای احترام اسلام به ارزشهای انسانی در حالت مناقشۀ مسلحانه، مصونیت گروههای است كه در جنگ شركت فعال ندارند، مانند: پیران، كودكان، زنان، دیوانگان، افراد ناتوان، درمانده و.. . لشكر اسلام، حق ندارد هنگام جنگ گروه های فوق الذكر را مورد تعرض قرار دهد. چنان كه توصیههای پیامبر(ص) را كه به هنگام اعزام نیرو به جبهه، ایراد می فرمودند، قبلاً خواندیم.

نتیجه گیری

اسلام، با توجه به نگاهی که به انسان و ارزش های او دارد، جنگ را صرف وسیله و ابزاری می داند که بکارگیری آن، به عنوان آخرین راه حل و فقط به منظور هدایت و نجات انسان ها، مشروع  می باشد. بر همین اساس، تأكیدات مكرر اسلام بر این است که جنگ باید منجر به کم ترین خسارات و تلفات گردد. بناءً، اسلام نیز در این زمینه مقرراتی دارد كه می تواند چنین مأمول را تحقق ببخشد. در حقیقت، مقررات اسلامی، نه تنها این كه فراگیرتر از این مقررات است؛ بلكه حقوق اسلامی دارای یك سلسله دستورها و ضمانت های اجرایی است كه این كنوانسیون ها از آن ها برخوردار نیست.

        حقیقت این است كه این سندها و مقررات حقوقی، اگر به صورت واقعی در منازعات مسلحانه كه امروزه به طور مشروع یا نامشروع در جهان جریان دارد، تطبیق و رعایت گردد، این همه خسارات و زیان های كه از اثر جنگ ها به انسان ها می رسد، به وقوع نخواهد پیوست یا حداقل كم تر خواهد بود. هرچند كه دولت ها در زمان عضویت در كنوانسیون های ژنو، متعهد گردیدند كه برای مجازات اشخاص متهم به نقض حقوق انسان دوستانه، ترتیبات قانونی لازم را فراهم آورند و هر شخص را كه به ارتكاب یكی از موارد نقض كنوانسیون ها متهم است، در دادگاه های خود تعقیب كنند یا او را برای محاكمه به كشور دیگر واگذار نمایند.

      اما متأسفانه كه این مقررات در دنیای معاصر، به صورت درست، جنبۀ عملی پیدا نكرده و تابع سیاست های غلط و نادرست حكومت های ظالم و قدرت های استعماری و استثماری می باشد. همین امر باعث شده تا ملت های مظلوم، تحت پوشش حمایت این مقررات قرار نگرفته و صلاحیت كشورهای جنگ افروز و اشغال گر هم محدود نشده است. بناءً، مشکل امروزی جامعۀ بین المللی، نبود ضمانت اجرایی واقعی برای این مقررات است كه در این صورت ارزش چندانی را برای جامعۀ بین المللی به ارمغان نمی آورد. این مقررات، زمانی می تواند روابط بین المللی را به خوبی منظم کند که دارای مکانیزم-های مؤثر اجرایی باشد و به وسیلۀ تابعان اولیه و اصلی حقوق بین الملل، مورد حمایت و در عرصۀعمل، مورد احترام واقع شود.

منابع

۱. قرآن کریم.

۲. ابن اثیر، عزالدین، كامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمۀ عباس خلیلی، شركت سهامی چاپ كتب ایران: بی تا.

۳. ابن حنبل، أحمد بن محمد، مسند احمد، مؤسسۀ رسالت، چ۱: ۱۴۲۱هــ.ق.

۴. ابن قدامه، موفق الدین و المغنی، شمس الدین، دارالفكر العربی. بیروت: بی تا.

۵. ابن ماجه، محمد، سنن ابن ماجه، دار إحیاء كتب عربی - فیصل عیسى بابی حلبی: بی تا.

۶. ابن نجیم، زین الدین، بحر رائق شرح كنز دقائق، دارالكتاب الإسلامی، چ۲: بی تا.

۷. أبو محمد بن محمد، بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث، مركز خدمة سنت و سیرة نبوی- مدینه منوره، چ۱: ۱۴۱۳هــ.قـ.

۸. بخاری، محمد بن إسماعیل، صحیح بخاری، دارالطوق نجاة، چ۱: بی تا.

۹. بغوی، أبو محمدبن مسعود، تفسیر البغوی، دار طیبة للنشر و التوزیع، چ۴: ۱۴۱۷هــ.قـ.

۱۰. بیهقی، أحمد، شعب الإیمان، مكتبة رشد. چ۱: ۱۴۲۳هــ.قـ.

۱۱. بیهقی، أحمد، سنن كبرى، دارالكتب العلمیة، چ۳،  بیروت: ۱۴۲۴هــ.قـ.

۱۲. حنفی، أبو الحسن بن محمد،  نتف فی الفتاوى دار الفرقان، ط۲، بیروت: ۱۴۴۰هــ.قـ.

۱۳. دارمی، ابی محمد، سنن دارمی، دارالفكر، قاهره: ۱۳۹۸هــ.قـ.

۱۴. روسو، شارل، حقوق مخاصمات مسلحانه، ترجمۀ داكتر سیدعلی هنجی، دفتر خدمات جمهوری اسلامی ایران، زمستان: ۱۳۷۴هــ.قـ.

۱۵. زحیلی، وهبه،  آثارالحرب فی الفقه الاسلامی، دارالفكر، دمشق: ۱۴۱۲هــ. قـ.

۱۶. طبرانی، سلیمان بن أحمد، معجم كبیر، ط۱: ۱۴۱۵هــ.قـ.

۱۷. طبری، محمد بن جریر،  تاریخ طبری، دار تراث، بیروت، چ۲: ۱۳۸۷هــ.قـ.

۱۸. طحاوی، أبوجعفر، شرح معانی الآثار، عالم الكتب، چ۱: ۱۴۱۴هــ.قـ.

۱۹. عبدالرزاق، أبوبكر، مصنف، المكتب الإسلامی، چ2، بیروت: بی تا.

۲۰. مالك بن أنس،  موطأ، مؤسسة زاید بن سلطان آل نهیان، چ1، أبو ظبی- الإمارات: ۱۴۲۵هــ.قـ.

۲۱. بن إسحاق، محمد، سیرۀ ابن إسحاق (كتاب السیر و المغازی)، دار الفكر، چ۱، بیروت: ۱۳۹۸هــ.قـ.

۲۲. موسوعة فقهی كویتی، وزارة اوقاف و شئون اسلامی، كویت: ۱۴۰۴-۱۴۲۷هــ.قـ.